آغاجری هنوز یک عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب به حساب می آید. کسی که آرزوی انقلاب در ایران را در سر دارد و علناً می گوید: «من دعا می کنم که اگر روزی انقلابی در اين کشور اتفاق افتاد، آرام و مخملی باشد اما با اين رويه آقايان بايد منتظر يک انقلاب کلنگی بود چرا که جامعه ما را کينه و نفرت پرکرده است!»(1) کسی که سازمان مجاهدین تمام قد پشتش ایستاد تا آنجا که از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نامشروع لقب گرفت.

آغاجری زندگی سیاسی خود را از 15 سالگی با انجمن حجتیه در سال 48 آغاز کرده بود. او در سال 50 با گرایش به سازمان مجاهدین خلق مدنی به عضویت این گروه سیاسی درآمد و در سال 58 در خوزستان دست به تشکیل و راه اندازی کانونی فرهنگی- نظامی به نام فتح زد. و بعد از آن دفتر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را در آبادان راه اندازی نمود.(2)

عمده انتقاداتی که به آغاجری برمی گردد، به خاطر 2 سخنرانی توهین آمیز اوست که دومی حکم اعدام او را رقم می زند و برای مدت ها فضای سیاسی کشور را ملتهب و متأثر از خود می کند. آن گونه که آیت الله نوری همدانی با اشاره به سخنرانی نخست آغاجری می گوید: «اگر آن روز كه اين شخصيت اظهار داشت "دين افيون ملت‌هاست" با وي برخورد مي‌شد امروز جرأت بيان اين حرف‌ها را پيدا نمي‌كرد.»(3)

فضای تساهل و تسامحی که اصلاحات در کشور رایج کرد، چنین دستاوردهایی داشت. تسامح در برابر اهانت ها به حریم دین و مرجعیت بر جرأت جسارت کنندگان افزود و این گونه بود که ایران اسلامی، عرصه خروش اقشار مختلف مردم شد.

سخنرانی نخست آغاجری مربوط می شود به مراسم تجلیل از کدیور که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. آغاجری در این سخنرانی به تاسی از مارکس، دین را افیون توده ها و حکومت ها خواند. او در آنجا گفت: «من امروز می خواستم از نهج البلاغه سخن بگویم... اما به اقتضاء حال و موقعیت منصرف شدم... تصميم گرفتم حكومت ديني را از منظري ديگر مورد توجه قرار دهم. به ياد آوردم اين جمله معروف ماركس را كه گفته است "دين افيون توده هاست." سخني كه ماركس در باب دين گفته است هر چند كه تمام حقيقت نيست اما بخشي از حقيقت را در خود دارد... دين در حكومت هاي ديني نه تنها افيون توده هاست، آن چنان كه ماركس گفته است؛ بلكه من مي افزايم علاوه بر آن افيون حكومت ها هم هست.»(4)

مواضع آغاجری در راستای سکولاریزه کردن نظام و جدا کردن 2 حوزه دین و سیاست ابراز می شد و این همان مسیری بود که هم‌کیشان آغاجری نیز درصدد تبیین آن بودند تا از این طریق، روحانیت شیعی را خانه‌نشین کنند و آرزوی دیرینه معاندان نظام محقق گردد.

امام راحل در خصوص کسانی که دم از جدایی دین و سیاست می زدند، می فرمود:«گول نخورید از این اشخاصی که می خواهند بازی بدهند که آقا شما چه کار دارید به این کارها؛ دارند خودشان می کنند... ما مکلفیم به اینکه در امور دخالت کنیم. ما مکلفیم در امور سیاسی دخالت کنیم. مکلفیم شرعا همان طور که پیغمبر می کرد.»(5)

عجیب آنجاست که کسانی که بارها به بهانه های مختلف فریاد وااماما بلند کرده اند، خود کلیدی ترین تفکرات اسلام را تخطئه می کنند و خم هم به ابرو نمی آورند!

آغاجری در دانشگاه شهید بهشتی در ادامه گفت: «براي اينكه هسته و گوهر دين، محورهاي اساسي دينداري كه همانا ايمان و اعتقاد آزادانه و داوطلبانه انسان به متعلق دين است، جاي خودش را به ظاهرگرايي، فرماليسم، رياكاري، مناسك پرستي عاري از حقيقت ندهد، نهاد دين بايد از نهاد دولت تفكيك شود.... خواهش مي كنيم از آقايان صاحب قدرت، حساب روش هاي حفظ قدرت خود را با روشهاي حفظ دين و حقوق مردم خلط نكنند. چنين خلطي در درجه اول و پيش از همه چيز دين و مردم را پايمال می كند.»(6)

او از دموکراسی دم می زد و می گفت: «هميشه به نام تئوكراسي، دموكراسي سركوب شده است.» او از مطهری و شریعتی هم یاد می کرد و اندیشه های ناهمگون و نادرست خود را به آنان نسبت می داد. در عین حال، از خاتمی به عنوانی یک اصلاح طلب دینی سخن به میان می آورد. او می گفت: «اگر مطهری اصلاح طلب دین بود. دوم خرداد و سخنگوی این حماسه ملی یعنی خاتمی اصلاح طلب انقلاب و دولت است. از این حیث پیوند اصلاح طلبی در این دو حیطه می تواند راهگشا و درس آموز باشد. به ویژه آنکه ما در جمهوری اسلامی به سر می بریم، نظامی که محصول پیوند دین و دولت است.»(7)

چندی بعد به دنبال اعتراضات گسترده مردم و روحانیون هم قطاران حزبی آغاجری به میدان آمدند تا در این قائله یار دیرینشان را همراهی کنند. تاج زاده طی سخنانی گفت:«من حرف های اخیر او (آغاجری) را که در جایی سخنرانی کرده است کاملا قبول دارم و چیزی که او درباره دین گفته مطهری نیز گفته است. پس چرا به مطهری اعتراض نمی کنند؟»

انتساب این نسبت به شهید مطهری بر آتش انتقادات افزود. آن گونه که شورای نظارت بر نشر آثار شهید مطهری رسماً اطلاعیه ای صادر کرد. در این اطلاعیه آمده بود: «نظر به اظهارات آقای تاج زاده مبنی بر اینکه گفته های اخیر آقای هاشم آغاجری در خصوص افیون بودن دین برای توده ها و حکومت ها همان چیزی است که استاد شهید آیت الله مطهری بیان کرده اند (چنانکه خود آقای آغاجری نیز این سخن را گفته اند) و نظر به سؤالات مکرر مردم شریف ایران از شورای نظارت بر نشر آثار استاد مطهری به اطلاع می رساند که این شورا پس از بررسی دقیق سخنان آقای هاشم آغاجری به این نتیجه و رای رسید که سخنان وی نه تنها همان چیزی نیست که استاد مطهری گفته اند، بلکه همان چیزی است که آن متفکر و مجاهد گرانقدر در راه مبارزه با آن به شهادت رسید. توضیح و مستندات این شورا در مقاله ای به قلم یکی از اعضای شورا در برخی روزنامه ها به چاپ می رسد. از خدای متعال تقوا و خلوص نیت مسئلت داریم.»(8)

پس از آن مقاله تند و صریح فرزند شهید مطهری در رسانه ها منتشر شد: «در خبرها آمده بود که آقای تاج زاده در سخنرانی خود در اردوی جامعه اسلامی دانشجویان در شیراز در پاسخ به سؤالی درباره سخنان اخیر آقای هاشم آغاجری گفته اند: "من حرف های اخیر او را که در جایی سخنرانی کرده است کاملاً قبول دارم و چیزی که او درباره دین گفته، مطهری نیز گفته است. پس چرا به مطهری اعتراض نمی کنند؟" پس از دیدن این خبر، متن دقیق سخنان آقای آغاجری را به دست آوردم تا درباره نظر آقای تاج زاده قضاوت عادلانه ای داشته باشم. بعد از مطالعه مطالب آقای آغاجری از سخن آقای تاج زاده متعجب و از نفوذ اندیشه های بیگانه در انقلاب اسلامی متأسف شدم.»(9)

دکتر علی مطهری ضمن پاسخ به برخی شبهاتی که در خصوص نگاه شهید مطهری مطرح شده است، آورده بود: «وقتی متن سخنرانی آقای آغاجری را خواندم، احساس کردم که به 22 سال پیش بازگشته ام و در حال مطالعه جزوه گروه فرقان هستم. به خود لرزیدم و از اینکه خون استاد مطهری در حال لوث شدن است، بیمناک شدم. حال چقدر قلب واقعیت است که درباره کسی که در راه مبارزه با این افکار انحرافی و خطرناک ناجوانمردانه و در حالی که امام و امت سخت به او نیازمند بودند، شهید شد، بگوییم او دارای همین افکار بود. به راستی اگر اعضای گروه فرقان که تز اصلی شان "اسلام منهای روحانیت" بود، امروز حضور داشتند، سخنی غیر از همین حرف ها می گفتند؟»(10)

علی مطهری به شدت نسبت به وضعیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که حامی درجه اول آغاجری به شمار می آمد، ابراز نگرانی کرد: «وضعیتی که امروز سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پیدا کرده است. شباهت زیادی به وضعیت سازمان مجاهدین خلق در سال های 1350 تا 1354 یعنی قبل از تغییر ایدئولوژی این سازمان دارد... مبادا تاریخ تکرار شود و بار دیگر جوانان معصوم در راه افکار غلط کشته شوند و مصداق "خسر الدنیا و الاخره" گردند. پیشنهاد می کنم هر چه زودتر یک تجدید نظر در افکار و آرای خود بنمایید و اندیشه های خود را به اسلام شناسان عرضه بدارید و از انحراف مصون بمانید. اگر مطالب آقای آغاجری در سخنرانی مذکور مورد تایید آن سازمان است، باید قبول کنیم که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به شدت از صراط مستقیم منحرف شده است.»(11)

آغاجری از یک سو به مقدسات دینی حمله می کرد و از سوی دیگر راهبردهای حزبی و جناحی ارائه می داد و از خاتمی به عنوان یک چهره برجسته اصلاحات قدیسه می ساخت. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هشتم او از لزوم تبدیل انتخابات 80 به رفراندوم اصلاحات سخن گفت و ادامه داد: «این کار برای برداشته شدن آخرین موانع از سر راه اصلاحات لازم است.»(12)

تندروی ها در دوره اصلاحات تا به‌آنجا بود که شخص خاتمی را وادار به اعتراف کرد تا بعد از پایان دوره 8 ساله ریاست جمهوری از افراطیونی سخن به میان بیاورد که مانع پیشبرد اهداف اصلاحات شدند. افراطیونی که البته هیچ وقت مشخص نشدند و هیچ وقت خاتمی نخواست مرز خود را با آنها روشن کند. کسانی که امروز هم دور خاتمی هستند و شاید این مَثَل کارآیی خود را از دست داده است که "آدم مار گزیده از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود!" خاتمی صراحتاً گفت:«هم در طرح مسائل و هم در پيگيري آن تندروي هايي وجود داشت و همين مانع طرح اولويت هاي اصلاحات به صورت گام به گام شد.»(13) او ادامه داد: «در دوران اصلاحات برخي خواستار گذار از قانون اساسي بودند و در مقابل عده اي هم هر حركت دولت را مقابله با ارزش ها مي پنداشتند كه هيچ كدام از اين دو وجه مورد نظر ما نبود.»(14) جالب اینجاست که همان تندروهای دیروز که خاتمی از آنها سخن می گفت، امروز باز هم از حامیان او هستند و از کاندیداتوری او می گویند.

تندروها می کوشیدند تا خاتمی را به ورطه افراط سوق دهند. آغاجری در خرداد ماه 1380 در گفتگو با هفته نامه پیام نو گفت:«خاتمي بايد شفافيت، صراحت و نشان دادن عزم و اراده ي جدي براي تغيير وضع موجود و تداوم قدرتمند اصلاحات در چهار سال دوم را همچنان در پيش بگيرد... آقاي خاتمي صريحاً با آنها (مردم) عهد ببندد كه در 4 سال بعد با اتكا به اين رأي قاطع ملت در مقابل همه ي موانع خواهد ايستاد و هرگونه مماشات و محافظه كاري و در واقع ملاحظه را كنار خواهد گذاشت. چنانچه آقاي خاتمي با اين اپوزيسيون به صحنه بيايد، من فكر مي كنم كه روحيه ي پر نشاط و با انگيزه در بين مردم مجدداً فعليت پيدا خواهد كرد.»(15)


 

نوشته شده توسط سعید در یکشنبه چهارم اسفند 1387 ساعت 1:21 موضوع | لینک ثابت