از غم دوست،در این میـــکده فریاد کشــم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما،رندی نیست
که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و، جفا داد و،وفا
باصفا، منت آن را که به من داد ، کشم
عاشقم ، عاشق روی تو نه چیزی دگری
بار هجران و وصالت ،به دل شاد کشم
در غمت ای گل وحشی من، ای خسرو من
جور مجنون ببرم،تیشه ی فرهاد کشم
مردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرفه سری است که باید بر استاد کشم
سالها می گذرد ،حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم
دیوان حضرت امام خمینی (ره)

نوشته شده توسط سعید در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 12:42 موضوع | لینک ثابت
زندگینامهسردار سرلشگر پاسدار شهید محمد علی جهان آرا
فرمانده ی بی نظیر سپاه خرمشهر

شهید محمدعلی جهانآرا در سال 1333 در خرمشهر متولد شد. شهری زیبا با مردمی خونگرم و دوست داشتنی كه خاطره دلاوریهایشان برای همیشه در تاریخ كشور باقی خواهد ماند. نوجوان بود، حدودا سیزده ساله كه پایش به فعالیتهای دینی در مساجد و هیأتهای مذهبی باز شد. به مسجد میرفت، در كلاسهای آموزش و تفسیر قرآن شركت میكرد و عضو ثابت جلسات هفتگی هیأتهای مذهبی بود. در تمام این كارها برادر بزرگش «علی» مشوق و راهنمایش بود. یك سال بعد برادرش او را با یك گروه مبارز مخفی به نام «حزبالله خرمشهر» آشنا كرد و محمد بیدرنگ وارد آن شد. دو سال بعد یعنی در 1351 گروه حزبالله توسط عوامل ساواك شناسایی شد و تمام اعضایش از جمله محمد دستگیر و زندانی شدند. محمد به همراه دیگر اعضای گروه در دادگاه نظامی محاكمه شد و به خاطر سن كمش او را به یك سال زندان محكوم كردند. سال بعد وقتی كه از زندان آزاد شد از او تعهد گرفتند و تهدیدش كردند كه اگر بار دیگر وارد فعالیتهای سیاسی شود به شدت با او برخورد خواهند كرد. اما این تعهد و این تهدید نتیجهای جز مخفی شدن فعالیت سیاسی او نداشت.
در سال 1354 محمد دیپلمش را گرفت، در كنكور دانشگاه قبول شد و برای ادامه تحصیل راهی مدرسه عالی بازرگانی تبریز شد. در دانشگاه فعالیتهای سیاسی او همچنان ادامه داشت. او به همراه دوستانش انجمن اسلامی مدرسه عالی بازرگانی را پایهگذاری كرد. اعلامیههای انقلابی و جزوهها و بیانیههای ضدرژیم توسط این انجمن اسلامی میان دانشجویان توزیع میشد.
در سال 1355 محمد به عضویت گروه «منصورون» كه یك گروه مذهبی معتقد به مبارزه مسلحانه بود، پیوست. از جمله فعالیتهایش در این گروه حمل مقداری اسلحه از تهران به اهواز در سال 1356 بود كه علیرغم باخبر شدن ساواك از این كار آن را با زیركی و مهارت انجام داد و نگذاشت كه اسلحهها به دست مامورین ساواك بیفتد.
از آن پس محمد فعالیتهای انقلابی خود را چه در زمینه مبارزه مسلحانه و چه در زمینه فعالیتهای تبلیغی و آگاه كنند گسترش داد. شهر به شهر میرفت و با انقلابیون ارتباط برقرار میكرد. گاهی در اهواز بود، گاهی در تهران، گاهی در كاشان بود و گاهی در قم. همزمان با اوجگیری فعالیت او برادرش علی در درگیری با نیروهای ساواك به شهادت رسید. این اتفاق او را در ادامه مسیری كه در پیش گرفته بود مصممتر میكرد.
وقتی كه تظاهرات مردمی علیه رژیم شاه در روزهای بهار و تابستان 1357 بالا گرفت محمد نیز به همراه دوستانش با فعالیتهای چریكی و مسلحانه به حركت مردم یاری میرساند. در یكی از روزهای پاییز سال 57 هنگامی كه نیروهای نظامی به سمت مردم تظاهر كننده اهواز تیراندازی میكردند،محمد و دوستانش وارد عمل شدند و طی یك درگیری سنگین نیروهای نظامی را مجبور به عقبنشینی و فرار كردند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی محمد پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر برگشت. او و دوستانش در خرمشهر گروهی تشكیل دادند به نام كانون فرهنگی نظامی انقلابیون خرمشهر. هدف این كانون حراست از نظام نوپای انقلابی در برابر حملاتی بود كه از طرف بازماندگان رژیم و یا طرفداران تجزیه خوزستان به آن میشد.
در سال 1358 محمد ازدواج كرد. همسر او خانم صغرا اكبرنژاد است كه سالها علیه رژیم شاه جنگیده و در زندان با خاله محمد آشنا شده بود. خاله محمد زمینه آشنایی این دو را فراهم كرد. آنها مدتها با یكدیگر مراوده و همكاری انقلابی داشتند و سرانجام در سال 58 محمد به دختر جوان همرزمش پیشنهاد ازدواج داد و او پذیرفت. ازدواجشان چون دیگر همردیفان آنها در نهایت سادگی برگزار شد. و آنها زندگی صمیمانهای را آغاز كردند. آن روزها محمد سخت درگیر مسؤولیتهایی بود كه بعد از انقلاب بر شانهاش گذاشته شده بود. او فرماندهی سپاه خرمشهر را بر عهده گرفت و همزمان جهاد سازندگی خرمشهر را نیز پایهگذاری كرد. علاقه او به عمران و آبادانی و نجات مردم خرمشهر از محرومیت به حدی بود كه در سپاه هم یك «واحد عمرانی» راهاندازی كرد.
مدتی بعد جنگ چون مهمانی ناخوانده از راه رسید و رنگی دیگر به همه چیز داد. نیروهای ارتش عراق در تجاوزی همه جانبه خرمشهر را به محاصره درآوردند. جهانآرا و نیروهای سپاه دوش به دوش سایر مردم خرمشهر دلیرانه از شهر دفاع كردند و دشمنی را كه رویای فتح بیست و چهار ساعته خوزستان در سر داشت 45 روز پشت دروازههای شهر نگاه داشتند. اما این گروه جان بر كف بیسلاح از هیچ سو تقویت نمیشد. تماسهای مكرر جهانآرا با جانشین فرمانده كل قوا(بنیصدر) برای گرفتن كمك به جایی نرسید. انتظار برای رسیدن قوای كمكی از دقیقه و ساعت گذشت و به روز و هفته رسید. مدافعین خرمشهر یك به یك بر خاك افتادند و سرانجام دشمن از روی انبوه جنازهها گذشت و شهر را به تصرف درآورد. جهانآرا و قلیلی از یارانش كه عقب كشیده بودند خود را برای نبردی مجدد آماده میكردند.
عزل بنیصدر از فرماندهی كل قوا جان تازهای به جبههها داد. نیروهای سپاه، ارتش و بسیج یك دل و متحد شدند و به دشمن یورش آوردند. اولین گام آنها شكستن محاصره آبادان بود كه چون خرمشهر در آستانه سقوط قرار داشت. این پیروزی بزرگ روحیه نیروهای خودی را به شدت تقویت كرد. و امید بیرون راندن دشمن از خانه را در دلها نشاند. و این در مهرماه سال 1360 روی داد.
به دنبال این پیروزی بزرگ در روز هفتم مهر محمد جهانآرا و تعداد دیگری از فرماندهان ارتش و سپاه راهی تهران شدند تا گزارش عملكرد شجاعانه نیروهای خود را به امام خمینی (ره) رهبر انقلاب تقدیم كنند.
در میانه راه هواپیمای حامل آنها دچار نقص فنی شد و سقوط كرد. با سقوط هواپیما، جهانآرا و دیگر مسافران هواپیما به شهادت رسیدند و روحشان كه میل جهان خاكی نداشت دوباره راه آسمان را پیش گرفت.
نوشته شده توسط سعید در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 0:20 موضوع بخش دفــــاع مقــــدس | لینک ثابت
حضرت علـى(ع) در مـوارد گوناگـونـى بـراى اثبات حقانیت خـود به داشتـن همسـرى چـون فـاطمه(س) استنـاد مـى كرد؛ از جمله:
1ـ در جریان سقیفه على(ع) ضمـن برشمردن فضایل و كمالات خـویـش و اینكه او بایـد بعد از پیامبر رهبـرى و هـدایت جامعه اسلامـى را عهده دار شود به ابـوبكر فرمود: تو را به خدا سوگند مى دهـم! آیا آن كسـى كه رسـول خدا او را براى همسرى دخترش برگزید و فرمـود:
خـداوند او را به همسرى تو (علـى) در آورد، مـن هستـم یا تـو؟! ابوبكر پاسخ داد: تو هستى.
2ـ در جریان شوراى شـش نفره كه به توصیه خلیفه دوم براى انتخاب جانشیـن وى تشكیل شده بـود و حضرت علـى(ع) یكـى از آنان محسـوب مـى شـد، حضرت خطاب به سایر اعضا فرمـود: شما را به خـدا سـوگند مى دهم! آیا در بیـن شما به جز مـن كسى هست كه همسرش بانوى زنان جهان بـاشـد؟ همگـى پـاسخ دادنـد: نه.
نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 21:16 موضوع | لینک ثابت
زندگينامه سردار سرلشگر پاسدار شهید محمد بروجردی
فرمانده ی دلاور قرارگاه حمزه سید الشهدا (ع)

در سال 1333 ه.ش، در روستايي از توابع شهرستان بروجرد كودكي چشم به جهان گشود كه دست تقدير الهي زيباترين سرنوشتها را براي او رقم زده بود؛ اگر چه اين سرنوشت به آلام دنيايي آغشته بود و او در ابتداي عمر و در شش سالگي پدرش را از دست داد. پس از مرگ پدر به ناچار با مادر، خواهران و برادرانش به تهران آمدند و در يكي از محلات جنوب شهر، خانه اي را اجاره كردند و در آن سكني گزيدند تا در كنار خانواده هاي مستضعف و كم درآمدي چون خود، روزگار بگذرانند.
محمد كوچك نيز از همان دوران براي گذران زندگي مشغول به كار شد و همزمان، تحصيلات دوران ابتدايي را نيز به پايان رساند. مدر زحمت كش او، با پنج فرزند، در خانه اي قديمي و پر از مستأجر در خيابان مولوي تهران اتاقي اجاره كرده بود و همة اعضاي خانواده براي زيستن، و آن هم درست زيستن، كار مي كردند؛ خواهرها و مادر در منزل و برادرها در مغازه اي واقع در پيچ شميران.
محمد دوران سخت كودكي را پشت سر گذاشت و دوران نوجواني و جواني را آغاز كرد. در اين مدت با همة رنجها ايستادگي كرد و درس و مدرسه را رها نكرد و همچنان در كنار كار، تحصيل خود را نيز ادامه مي داد.
همزمان با آغاز دوره جواني، با روحانيت مبارز آشنا شد و در محضر پر بركت ايشان، مباني تفكرات اسلام ناب محمدي را فرا گرفت و اين اولين گامهاي او در راهي روشن بود كه به روشنايي بي پايان حقيقت ختم مي شد. با اين آشنايي و شناخت، فصلي نو در زندگي او گشوده شد.
نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 10:44 موضوع بخش دفــــاع مقــــدس | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

ویلاگ «روح الله» ،یک وبلاگ برای بیان زندگی نامه و افکار حضرت امام خمینی (ره)؛ هم چنین ترویج افکار ایشان و نیز در مورد وقایع دفاع مقدس و مسائل سیاسی روز می باشد.
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
کودکی و دوران جوانی امام خمینی
اوایل حکومت محمدرضا پهلوی
شروع نهضت
امام در تبعید
بخش دفــــاع مقــــدس
انقلاب در آستانه پیروزی
پیوندهای روزانه
آيا دين چيزي جز محبت است؟
پاسداران
منتظران حجت
نماینده
استشهادیون
موشکی و نظامی
نخل میثم
خاطرات زیبای او وبرادرش
دنیای زیبای او
هیئت رایت العباس
آخرین نوشته ها
از انجمن حجتیه تا افیون خواندن دین- برگرفته از سایت رجا نیوز
احترام به قانون
خاطره از حضرت امام (ره)به نقل از فرزندشان
فاجعه انساني عليه شيعيان در پاراچنار پاكستان
دعوت اصلاحطلبان از ميرحسين موسوي بازارگرمي براي خاتمي است
متن كامل مجادله اردوغان با رئيس رژيم صهيونيستي
خصوصیات اخلاقی شاه 1
يكي از اهداف حمله به غزه سرقت گازهاي طبيعي سواحل غزه بود
لاريجاني با اشاره به حوادث غزه:
قطر دفتر بازرگاني رژيم صهيونيستي در دوحه را تعطيل كرد
نوشته های پیشین
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^